تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
قرار داد لاجرم در مقام تخطئه اين توهّم فرمودند خصوصيّت متوهّمه يا بايد معانى حروف را در خارج خاصّ نمايد و يا در ذهن : اگر در خارج مقصود باشد گفتيم اين ادّعا درست نيست چون بسا ديده شده كه امر چنين نبوده است يعنى با اينكه حرف معناى غير مستقلّ داشته و به ملاحظه غير تحقّق يافته مع‌ذلك در خارج خاصّ نبوده و معناى كلّى از آن اراده شده است چنانچه شرح آن گذشت . و اگر مقصود اينست كه خصوصيّت يادشده معانى حروف را در ذهن خاصّ مىنمايد با همان تقريبى كه قبلا گذشت جواب اينست كه اگرچه حرف بمناط معناى آليّت و ربطى كه دارد بايد در ذهن با غير ضميمه شود و پس از ضميمه شدن در ظرف ذهن به اين اعتبار جزئى مىگردد همان‌طورىكه عرض در وجود خارجى پس از عروضش در ضمن جوهر خاصّ مىشود و شاهد بر خاصّ بودن معانى حروف در ذهن آنست كه اگر آنها را پس از لحاظ اوّل دوباره بخواهيم ملاحظه كنيم قطعا ملحوظ دوّم با ملحوظ اوّل مباين است ، ولى در عين حال بايد گفت اين لحاظ و اعتبار در معانى حروف را هرگز در مستعمل فيه آنها نمىتوان ملاحظه نمود زيرا قطعى است كه مستعمل فيه الفاظ در وقت استعمال بايد تصوّر شوند با توجّه به اين نكته اگر آليّت و ربطى بودن موضوع له حروف را بخواهيم در مستعمل فيه اعتبار كرده و بقيد آن الفاظ حروف را در آن معانى استعمال كنيم ناچاريم كه معانى ملحوظ به اين لحاظ را يك‌بار ديگر در ذهن تصوّر و ملاحظه نمائيم و اين لحاظ دوّمى مستلزم دو محذور و ايراد است : الف : آنكه بشهود و عيان مىبينيم كه اهل محاوره و مستعملين حروف را در معانى ربطى و آلى استعمال كرده به لحاظ واحد بدون اينكه معانى ملحوظ به اين لحاظ را دوباره مورد لحاظ و تصوّر قرار دهند . ب : اگر معانى ملحوظ به لحاظ آلى بودن در ذهن تصوّر و دوباره ملاحظه شده و به اين عنايت خاصّ ذهنى شوند پرواضح است كه اين معنا با