ترجمه :
اشكال و انتقاد
اگرچه طبق جوابى كه ذكر شد كفر و عصيان از شخص كافر و طاغى مسبوق به اراده خودشان مىباشد ولى در عين حال باز منتهى به امرى شده كه در اختيار آنها نمىباشد و آن اراده حقتعالى است .
و چگونه مىتوان كفر و عصيان را اختيارى دانست با اينكه اراده ازلى حقّ و مشيّت الهى حضرتش بر اين دو سابق مىباشد .
و با اين وصف چطور و چگونه مؤاخذه اين دو بر امرى كه بالاخره در اختيارشان نيست صحيح مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل اين اشكال آنست كه :
جواب مزبور دفع اشكال سابق الذّكر را نمىكند و همچون ايراد بقوّت خود باقى است زيرا طبق جواب يادشده اگرچه كفر و عصيان با مقدّمات اختياريّهاى كه دارند متعلّق اراده قرار گرفته ولى در عين حال وقتى اراده حقّ به كفر عبد يا عصيانش تعلّق گرفت و به تعبير شما خداوند مىداند كه حتما فلان بنده كافر و يا عاصى مىباشد و از طرفى بين اراده و مراد و به عبارت ديگر بين علم و معلوم انفكاك و تخلّف نمىباشد چگونه بگوئيم عصيان عبد در خارج و كافر شدنش به اختيار خود او است با اينكه وقتى اراده به آن تعلّق گرفت از محالات است كه خلافش در خارج تحقّق يابد و با اين تقرير چطور پس از تحقّق اين عصيان و كفر خداوند وى را مؤاخذه و عقاب مىكند درحالىكه وقوع اين عصيان و كفر به اراده خود بارىتعالى بوده است .
قوله : بارادتهما : ضمير تثنيه به كافر و عاصى راجع است .
قوله : الّا انّهما منتهيان : ضمير تثنيه در « انّهما » به كفر و عصيان راجع است .