تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
ولى اگر بين اين دو تخالف حاصل شد يعنى مثلا نظام اتم مقتضى بود كه زيد كفر يا عصيان اختيار نمايد و حقتعالى نيز به آن علم دارد يعنى اراده تكوينيّه‌اش چنين اقتضا نمود كه زيد كافر باشد يا عاصى ولى اراده تشريعيّه‌اش اقتضاء نمود كه وى مؤمن و مطيع گردد فلذا وى را بايمان و اطاعت امر كرد در اينجا قطعا زيد مطابق نظام اتم و اراده تكوينيّه حقتعالى كه علم حضرتش به آن باشد كفر را اختيار نموده و طريق عصيان را پيش مىگيرد . مؤلّف گويد : تفسير اراده به علم از صواب بدور مىباشد و اساسا ارجاع اراده به علم موجب تنقيص يكى از صفات حقتعالى است و هيچ داعى برآن نمىباشد بلكه همان‌طورىكه در كتاب « فصول الحكمة » آورده‌ايم علم از صفات ذات و اراده از صفات فعل مىباشد ، علم عين ذات و قديم بوده ، اراده زائد بر ذات و حادث مىباشد ، علم قابل سلب و اثبات نبوده ولى اراده اين قابليّت را دارا است و خلاصه كلام آنكه ارجاع اراده بعلم به نظر ما درست نمىباشد . و اجمالا مىگوييم : اين‌طور به نظر مىآيد كه بهتر بود مرحوم مصنّف اين بحث را در اينجا متعرّض نمىشدند و بدين ترتيب كلمات و عباراتى كه موهم خلاف مذهب حقّ و رأى صواب است ذكر نمىكردند تا براى توجيه آن ديگران به زحمت افتاده و بسا در حين توجيه آنچه نبايد بگويند ، ذكر نمايند . ازاين‌رو ما صلاح را در اين ديديم كه صرفا به ترجمه و شرح مراد مصنّف ( ره ) پرداخته و طريق نقض و ابرام و احيانا توجيه ظواهر عبارات در اينجا را ترك كرده و فقط بگوئيم ان‌شاءالله مرحوم مصنّف مقصودش ظواهر اين تعبيرات نبوده و خود به آنچه اراده كرده بهتر آگاه است و اللّه اعلم .