تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
بتوان اثبات كرد كه طلب صادر از وى پس از استعلاء از نظر عرف امر مىباشد .

سؤال

عرف در مقام مذمّت و تقبيح وى مىگويند : چرا به بزرگتر از خود امر نمودى نه آنكه بگويند چرا خويشتن را برتر ديدى و اين تعبير در مقام توبيخ مثبت مدّعاى ما مىباشد .

جواب

مراد اهل عرف همان است كه ما گفتيم يعنى مقصودشان از زجر و نهى ملامت بر استعلاء و بلندبينى سافل است و اگر احيانا در كلامشان لفظ امر را به كار برده و بگويند چرا امر نمودى استعمال اين كلمه به مقتضاى استعلاء و پنداشتن سافل مىباشد يعنى : وقتى سافل خود را برتر ديد و مقام خويش را در مرتبه‌اى اعلا از مطلوب منه ملاحظه كرد اقتضاى اين خودبينى آنست كه به خود اجازه امر نمودن نيز مىدهد لذا عرف بوى مىگويند چرا امر كردى يعنى بچه وجه خود را بالاتر قرار داده و باقتضاى اين مقام خود را لايق براى امر كردن و صالح براى فرمان دادن ملاحظه نمودى . و شاهد بر مدّعاى ما اينكه در حقّ طلب صادر از شخص سافل مىتوان گفت : انّ هذا الطلب ليس بامر ، و همين نفس صحّت سلب « امر » از آن براى اثبات مدّعاى ما كافى است . قوله : فى معنى الامر : مقصود معناى مادّه « امر » مىباشد . قوله : او المساوى امرا : مقصود طلب شخص از مساوى خود مىباشد . قوله : و لو اطلق عليه كان بنحو من العناية : ضمير نائب فاعلى در