يعنى اگر بر امّت من مشقّتبار نبود ايشان را به مسواك نمودن امر و فرمان مىدادم .
و نيز فرموده حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به بريره و آن در وقتى بود كه محضر مباركش عرض كرد :
أ تأمرني يا رسول اللّه : آيا مرا امر مىفرماييد اى فرستاده خدا .
حضرت فرمودند :
لا ، بل انّما انا شافع :
يعنى خير ، بلكه به شفاعت و وساطت آمدهام .
و غير اين ادلّه نقلى از اخبار و آيات ديگر .
و مؤيّد ديگر آنست كه :
بمجرّد آنكه بنده مخالفت امر را بنمايد صحيح است وى را مورد احتجاج و مؤاخذه قرار دهند و بر نفس سرپيچى و نافرمانيش توبيخ و سرزنش كنند چنانچه در فرموده حقتعالى امر چنين است :
ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ :
يعنى چه تو را از سجده نمودن بازداشت وقتى به تو امر نمودم .
تحرير و شرح
مرحوم مصنّف در اين بحث كه تحت عنوان « جهت سوّم » عنوان فرموده درصدد اثبات اين است كه مادّه امر حقيقت در معناى وجوب بوده و اين معنا امرى است ممكن و دليل بر اثبات آن تبادر معناى وجوب از اين لفظ مىباشد ، چه آنكه وقتى مىگويند :
فلانى به زيد امر نمود ، بذهن اينطور خطور مىكند كه بر وى مطلبى را ايجاب و الزام كرد و همين تبادر علامت حقيقت مىباشد .
سپس به ذكر چهار مؤيّد بشرح زير مىپردازد :
الف : آيه شريفه : فليحذر الّذين الخ .