استدلال قائلين به كفايت علوّ يا استعلاء و تضعيف مصنّف ( ره ) نسبت باستدلال ايشان
قائلين به كفايت علوّ يا استعلاء در تحقّق معناى امر فرمودهاند :
دليل ما بر كفايت يكى از اين دو آنست كه در موارد استعمال كلمه « امر » به خوبى مشاهد است به همان نحو كه بطلب عالى اطلاق لفظ « امر » شده به طلبى كه شخص غير عالى در مقام استعلاء صادر نموده اين لفظ اطلاق شده است مثلا بسا ديده شده شخص سافل و دونى كه از بزرگتر و اعلاى خود مطلبى را طلب نموده در عرف مورد توبيخ و ملامت قرار گرفته و در مقام تقبيح طلبش مىگويند :
چرا به فلانى امر كردى ! ؟
و چنانچه ملاحظه مىشود طلب وى را امر ناميده و بخاطر امر كردنش او را سرزنش مىنمايند ، پس معلوم مىشود از نظر تبادر عرفى طلب سافل را در مقام استعلاء مىتوان امر خواند .
مرحوم مصنّف در تضعيف اين استدلال مىفرماين :
اين استدلال مثبت مدّعا نيست زيرا اهل عرف سافل را بر اين تقبيح و توبيخ مىكنند كه خودش را و الا و برتر قرار داده و به خويش اجازه داده است كه بزعم خويش به بزرگتر و عالى امر نمايد .
و به عبارت ديگر :
اهل عرف در مقام سرزنش بوى مىگويند :
چرا خود را بالاتر دانسته و به خود اجازه دادى فعلى را كه شايسته مقام تو نيست صادر كرده و از شخص فلانى طلب كنى .
پس توبيخ بر برتر قرار دادن سافل خودش را از ديگرى است نه آنكه وى را ملامت كنند كه پس از استعلاء و بلندبينى چرا امر نمودى تا در نتيجه