ترجمه :
دنباله تحقيق مرحوم مصنّف و تضعيف كلام صاحب فصول ( ره )
خلاصه كلام آنكه مثل كلمه « عالم » و « عادل » و غير اين دو از صفاتى كه بر حقتعالى و غير حضرتش حمل و جرى مىگردند با مفهوم واحد و معناى فاردى اين امر صورت مىگيرد نه آنكه حمل آنها در خداوند به معنائى غير از معناى محمول بر نفوس بشرى باشد .
البتّه اين دو حمل از نظر آنچه در جرى معتبر و ملحوظ است همچون اتّحاد و كيفيّت تلبّس ذات به مبدأ با هم متفاوت هستند چه آنكه در حقتعالى بطور عينيّت و در غير حضرتش بنحو حلول يا صدور مىباشد امّا همانطورىكه گفته شد هر دو از نظر اصل تلبّس به مبدأ با هم يكسان و يك نسق مىباشند .
ازاينرو وجهى براى التزام مرحوم صاحب فصول نمىبينيم كه ايشان خود را بتكلّف انداخته و در صفات محمول بر حقتعالى قائل به نقل معناى آنها به معناى ديگر شده است .
و چگونه مىتوان اين صفات را به غير معانى عامّهاى كه دارند و به ملاحظه همين معانى بر نفوس بشرى حمل مىشوند بر خداوند حمل نمود درحالىكه اگر اينچنين ملاحظه شوند صرف لقلقه زبان و الفاظى بدون معنا مىگردند ، زيرا مثلا صفاتى همچون عادل و عالم كه به معناى متعارف و عامّشان بر بشر حمل مىگردند اگر به غير اين معانى بر خداوند سبحان حمل گردند معنائى متصوّر و مفهوم از آنها محرز و معلوم نيست چه آنكه معانى اين صفات از باب تعرف الاشياء باضدادها از صفات مقابل اينها كه « ظالم در مقابل عادل و جاهل در مقابل عالم » باشد معلوم و مشخّص مىشود و غير از آن معناى ديگرى برايشان وجود ندارد .