تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
ترجمه :

دنباله تحقيق مرحوم مصنّف

پس در صفاتى كه بر حقتعالى جارى مىشود مبدأ بحسب مفهوم با ذات تغاير داشته و از نظر وجود قائم به آن مىباشد منتهى قيامش به نحوى است كه در آن دوئيّت بين مبدأ و ذات در خارج وجود نداشته و اين‌طور نيست كه در قبال مبدأ غير از ذات چيز ديگرى تحقّق داشته باشد بلكه قيام مبدأ در حقتعالى بنحو اتّحاد و عينيّت بوده و در حذائش عين ذات مىباشد . البتّه اين امر به ملاحظه نهانى بودنش از دسترس اطّلاع عرف كنار مانده و نوع افهام اوساط ناس از درك آن عاجزند ولى اين عدم اطّلاع به صدق حقيقى صفات بر ذات اقدسش خلل و ضررى وارد نمىكند چه آنكه بحسب واقع براى اين صفات مفهومى است كه بنحو حقيقت بر حضرتش جلّت عظمته صدق دارد اگرچه اين صدق بتأمّل و تعمّل عقلى باشد . و عرف و فهم آنها صرفا مرجع در تعيين مفاهيم است نه در تطبيق آنها بر مصاديق پس اگر عرف از تطبيق صفات بر مصداقى ناتوان بود با انطباق آنها بحسب عقل و دقّت آن هيچ اشكالى ندارد كه اين انطباق را قائل شده و صدق آن بر ذات را حقيقى بدانيم .

تحرير و شرح

قوله : ففى صفاته الخ : يعنى در صفات ذات كه بر حقتعالى جارى مىباشند . قوله : مغايرا له تعالى مفهوما : مثل علم كه با ذات واجب از نظر مفهوم متفاوت است چه آنكه مفهوم علم همان نور است و مفهوم واجب ذاتى است كه مسبوق به غير يا عدم نباشد و پرواضح است كه بين اين دو مفهوم با هم تغاير حاكم است . قوله : و قائما به : ضمير در « به » به ذات بارى تعالى راجع است .