صفات ذات در بارىتعالى بدون اشكال بر حضرتش اطلاق شده با اينكه مبادى آنها همچون علم و قدرت و حيات عين ذات اقدسش مىباشد و با عينيّت چگونه مىتوان قيام تصوير شود .
3 - دستهاى ديگر فرمودهاند : مشتقّات بر دو گونه هستند :
الف : آنكه مبدأ در آنها ذات است همچون تامر و لابن چه آنكه مبدأ اين دو « تمر » و « لبن » بوده كه از سنخ ذوات هستند نه احداث .
ب : آنكه مبدئشان حدث است نظير عالم ، ضارب ، كاتب ، مولم زيرا مبدأ اينها علم ، ضرب ، كتابت و الم بوده كه تمام از قبيل احداث هستند .
در صورت اوّل قيام مبدأ به ذات معتبر نبوده ولى در فرض دوّم قيام به معناى اعمّ از حلول و صدور و غير اين دو در صدق مشتقّ بر ذات شرط و معتبر مىباشد .
4 - قولى است كه مرحوم مصنّف اختيار فرموده و آن اينست كه قيام به معناى تلبّس معتبر است منتهى تلبّس داراى انحاء و گونههائى است و همانطورىكه اختلاف تلبّسات گاهى ناشى از اختلاف هيآت است همچون هيئت مشتقّ از اسم فاعل و اسم مفعول زمانى نيز اين اختلاف معلول اختلاف موادّ با يكديگر مىباشد مثلا گاهى تلبّس حلولى است نظير تلبّس قرطاس به بياض كه سبب اطلاق ابيض مىشود و گاه صدورى است همچون تلبّس ذات به ضرب كه موجب اطلاق ضارب مىشود و در برخى اوقات تلبّس انتزاعى است يعنى ذات منشا انتزاع مبدأ از آن مىگردد و باعث آن مىشود كه مفهوم مبدأ از ذات اخذ گردد با اينكه در خارج بحسب وجود با هم متّحد مىباشند همچون تلبّس ذات اقدس الهى بصفات ذات كه اساسا ذات منشا انتزاع اين صفات مىباشد و شرح آن قبلا گذشت .
و در پارهاى اوقات تلبّس انتزاع صرف بوده بهطورىكه براى آن اساسا تحقّق و وجودى نمىباشد و به عبارت ديگر خارج ظرف براى ماهيّت آنها بوده
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 426
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٦