مؤلّف گويد :
از اقسامى كه ذكر شد و شرحى كه براى آن نقل گرديد به خوبى استفاده مىشود كه كلمه « وضع » در لسان حضرات به دو معنا استعمال مىشود :
1 - معناى مصدرى يعنى قرار دادن و جعل .
2 - معناى اسمى به معناى « ما يتصوّر » .
مثلا وقتى مىگويند وضع عامّ يعنى ما يتصوّر و معناى ملحوظ عامّ مىباشد ، بنابراين وضع در اين قبيل استعمالات به معناى اسمى مراد مىباشد .
وجه حصر وضع در سه قسم
ما يتصوّر و معناى ملحوظ بطور حصر عقلى يا عامّ و كلّى است يا چنين نمىباشد .
در صورت اوّل يا لفظ را براى معناى عامّ و كلّى قرار مىدهند يا اينطور نمىباشد در صورت اوّل وضع عامّ و موضوع له نيز عامّ است .
و در فرض دوّم كه لفظ را براى معناى كلّى قرار ندهند وضع عامّ و موضوع له خاصّ مىباشد .
و امّا در صورت دوّم كه ما يتصوّر معناى عامّ نباشد لفظ را صرفا در مقابل همان بايد قرار داد و بدين ترتيب وضع خاصّ و موضوع له نيز خاصّ مىشود .
و امّا بيان و تقرير اين مطلب كه معناى ملحوظ وقتى عامّ است چطور موضوع له نيز گاهى عامّ بوده و زمانى خاصّ ولى در فرضى كه ملحوظ خاصّ باشد صرفا موضوع له خاصّ است :
مىگوييم معناى عامّ و كلّى به ملاحظه تعميم و وسعتى كه دارا هست هم براى نشان دادن خود و هم براى مرآت بودن جهت ارائه افراد و مصاديقش صلاحيّت دارد چه آنكه عامّ وجه و رخسار افراد محسوب مىشود و همانطورىكه علم بوجه شىء و عرفان به عنوان چيزى وجهى از وجوه علم و معرفت