تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
خاصّ باشد چه آنكه خاصّ باعتبار خصوصيّت و محدوديّتى كه دارد نمىتواند وجه براى عامّ و نيز افراد ديگر عامّ غير از خودش قرار گيرد ازاين‌رو معرفت به آن و تصوّرش معرفت به عامّ و بافراد ديگر به‌هيچ‌وجهى از وجوه نمىباشد .

تحرير و شرح

مرحوم مصنّف در اين عبارات دو مطلب را متعرّض شده‌اند : الف : تقسيم وضع به سه قسم . ب : وجه حصر و علّت انحصار آن در سه قسم .

اقسام سه‌گانه وضع

پرواضح است براى قرار دادن لفظى در مقابل معنائى لازم است ابتداء معنا را ملاحظه نموده و سپس لفظ را برايش قرار دهند حال باعتبار كيفيّت معناى ملحوظ و جعل لفظ در مقابل آن براى وضع سه قسم پديد مىآيد : 1 - وضع عامّ بوده و موضوع له نيز عامّ باشد . 2 - وضع عامّ بوده و موضوع له خاصّ باشد . 3 - وضع خاصّ بوده و موضوع له نيز خاصّ باشد . معناى قسم اوّل اينست كه واضع معناى عامّى را ملاحظه نموده و سپس لفظ را براى همان معناى كلّى و عامّ قرار مىدهد . و مقصود از قسم دوّم آنست كه واضع پس از تصوّر معناى عامّ آن را همچون آئينه‌اى براى رؤيت افراد و مصاديق قرار داده و سپس لفظ را در مقابل افراد آن قرار دهد . و منظور از قسم سوّم آنست كه واضع معناى خاصّ و مشخّصى را ملاحظه كرده و آنگاه لفظ را براى همان معنا قرار مىدهد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 39 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى