تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
موضوع له ، موضوع له كه افراد باشند مستقلّا تصوّر نمىشوند بلكه به واسطه وجه و عنوانشان كه معناى عامّ بوده تصوير مىگردند و بين تصوّر شىء به واسطه تصوّر عنوانش و تصوير آن بنفسه و مستقلّا و لو آنكه بسبب تصوّر امر ديگرى حاصل شده باشد فرق واضح و روشنى است .

تحرير و شرح

حاصل فرموده مصنّف ( ره ) در اين عبارات اينست كه : اگرچه گفتيم خاصّ براى ارائه عامّ و ساير افراد صلاحيّت ندارد ولى اين امر را انكار نداريم كه بسا تصوّر معناى خاصّ سبب مىشود كه به تصوير معناى عامّ منتقل شويم به‌طورىكه عامّ خود مستقلّا در ذهن حاضر مىشود نه آنكه خاصّ مرآت و آلت لحاظش قرار گيرد در چنين وقتى اگر لفظ را براى همان معناى عامّ قرار دهند بايد گفت در اينجا وضع عامّ بوده و موضوع له نيز عامّ مىباشد ولى همان‌طورىكه اشاره شد خاصّ در اينجا وجه و عنوان عامّ واقع نشده تا چنين توهّم شود كه حصر وضع در سه قسم گذشته حاصر نيست و قسم ديگرى نيز برايش وجود دارد كه عبارتست از وضع خاصّ و موضوع له عامّ . بلكه با تقريرى كه گذشت به خوبى واضح و روشن است كه در فرض مزبور وضع عامّ بوده و موضوع له نيز عامّ مىباشد . و حاصل كلام آنكه در جائى كه ملحوظ و ما يتصوّر عامّ باشد مىتوانيم آن را آلت ملاحظه افراد قرار داده و لفظ را براى افراد قرار دهيم چه آنكه افراد در اين فرض به كمك تصوّر عنوانشان كه معناى عامّ باشد تصوير شده‌اند ولى در موردى كه معناى ملحوظ خاصّ باشد چون اين معنا براى عنوان بودن عامّ و ساير افراد صالح نيست هرگز نمىتوان آن را وسيله تصوير آنها قرار داد و اگر در موردى تصوّر خاصّ موجب تداعى معناى عامّ شود اين امر نه معنايش آن باشد كه خاصّ آلت لحاظ عامّ واقع شده و به وسيله‌اش توانسته‌ايم كه معناى عامّ را