آن و رفعت و ارتقاء محل و درجه آن بوده و اينكه براى امامت از بين ساير مناصب الهى خصوصيّت و جهتى است كه در ديگر آنها وجود ندارد و پرواضح است كه مناسب با اين مقام آنست كه متصدّى و مباشر آن اصلا كوچكترين شائبه ظلم در وى نبايد باشد .
تحرير و شرح
توضيح مرام مصنّف در اينجا طبق تقرير برخى از محقّقين چنين است :
بدون اشكال و شكّى عنوان « ظالم » در آيه شريفه بنحو اوّل از وجوه ثلاثهاى كه ذكر شد ملاحظه نشده است زيرا وجه اوّل آن بود كه وصف عنوانى صرفا بعنوان وصف مشير به كار رفته بدون آنكه در حكم دخالتى داشته باشد درحالىكه عنوان « ظالم » بدون ترديد در حكم دخيل مىباشد .
پس امر دائر بين وجه دوّم و سوّم مىشود .
بايد بگوئيم استدلال اعمّى در صورتى تمام و صحيح است كه عنوان « ظالم » در آيه شريفه بنحو اخير يعنى سوّم ملاحظه شده باشد نه نحوه دوّم درحالىكه ايشان به ملاحظه نداشتن قرينه از اثبات آن عاجز هستند چه آنكه به همان مقدارى كه احتمال وجه اخير داده مىشود وجه دوّم نيز محتمل و ممكنست .
بلكه مىتوان مدّعى شد كه احتمال وجه دوّم اقوى است زيرا قرينه بر ارادهاش وجوه دارد و آن اينست كه جلالت منصب امامت خود قرينه ارتكازى برآن است كه ادنى تلبّس بظلم و لو در آنى از آنات و لحظهاى از لحظات باشد مانع از شايستگى ظالم براى احراز اين مقام مىباشد و بدين ترتيب استدلال به اين وجه نيز براى قائلين بعدم اشتراط نافع و مجدى نمىباشد .
قوله : لو كان اخذ العنوان : يعنى عنوان « ظالم » .
قوله : على النّحو الاخير : يعنى وجه سوّم .