اين فرض كه صرف صحّت حمل مشتقّ بر ذات و لو در زمان گذشته براى علّت بودن كفايت نمايد .
و به عبارت ديگر :
علّت براى ترتّب حكم صرف الوجود مبدأ در ذات و مجرّد اتّصاف ذات به آن باشد و لو بعدا مبدأ از آن منقضى و زائل گردد و براى اشاره به اين معنا ذات را متّصف به وصف عنوانى قرار مىدهند .
قسم سوّم
آنكه وصف عنوانى براى اشاره به علّت بودن مبدأ براى حكم باشد ولى مجرّد صحّت حمل مشتقّ بر ذات كافى نباشد بلكه حكم دائر مدار صحّت حمل و اتّصاف ذات به مبدأ حدوثا و بقاء باشد به اين معنا تا مادامىكه تلبّس ذات به مبدأ محقّق بوده حكم نيز تحقّق داشته و پس از انقضاء مبدأ از ذات حكم نيز ساقط و زائل مىگردد .
قوله : منع التّوقّف على ذلك : مشار اليه « ذلك » وضع مشتقّ براى اعمّ از متلبّس مىباشد .
قوله : و توضيح ذلك : مشار اليه « ذلك » جواب مىباشد .
قوله : لمعهوديّته بهذا العنوان : ضمير در « معهوديّته » به موضوع حكم راجع است .
قوله : لاتّصافه به : ضمير در « لاتّصافه » به موضوع و در « به » به عنوان راجع است .
قوله : صحّة جرى المشتقّ عليه : ضمير در « عليه » به موضوع حكم راجع است .
قوله : ان يكون لذلك : ضمير در « يكون » به عنوان راجع بوده و مشار اليه « ذلك » علّيّت مبدأ براى حكم مىباشد .
قوله : صحّة الجرى عليه : ضمير در « عليه » به موضوع حكم راجع است .