است .
قوله : مع عدم التّلبّس ايضا : كلمه « ايضا » اشاره است به صحّت سلب در صورت عدم اتّصاف ذات به مبدأ ضدّ كه در اين صورت نيز همچون صورت اتّصاف به مبدأ ضدّ سلب صحيح مىباشد .
قوله : و إن كان معه اوضح : ضمير در « معه » به تلبّس به ضدّ راجع بوده و ضمير در « كان » به صحّت سلب عائد مىباشد .
قوله : فلا نطيل بذكرها : يعنى ذكر تفاصيل .
متن : حجّة القول بعدم الاشتراط وجوه الاوّل : التّبادر و قد عرفت انّ المتبادر هو خصوص حال التّلبّس .
ترجمه :
ادلّه قائلين بعدم اشتراط
حجّت و دليل قائلين بعدم اشتراط تلبّس وجوهى است كه ذيلا تشريح مىشوند :
وجه اوّل تبادر
دليل اوّل ايشان تبادر است يعنى گفتهاند :
وقتى مشتقّ بدون قرينه اطلاق مىشود از آن قدر جامع بين متلبّس و منقضى بذهن منسبق مىشود .