انّه ان اريد بصحّة السّلب صحّته مطلقا فغير سديد .
و ان اريد مقيّدا فغير مفيد ، لانّ علامة المجاز هى صحّة السلب المطلق .
ترجمه :
اشكال باستدلال به صحّت سلب
برخى از ارباب اصول بر استدلال بصحّت سلب ايراد و اشكالى وارد نمودهاند كه حاصلش چنين مىباشد :
اگر از صحّت سلب ، صحّت سلب بطور مطلق اراده شده اين كلام محكم و متين نيست .
و اگر از آن صحّت سلب مقيّد مقصود مىباشد فايدهاى برآن مترتّب نيست زيرا علامت مجاز صحّت سلب بطور مطلق است .
تحرير و شرح
حاصل اين اشكال آنست كه :
تمسّك به صحّت سلب براى اثبات مدّعا و اينكه مشتقّ براى خصوص متلبّس به مبدأ وضع شده درست نيست زيرا مقصود از صحّت سلب يكى از دو امر است :
الف : صحّت سلب مشتقّ بطور مطلق و بدون تقييد به حال تلبّس يا انقضاء .
ب : صحّت سلب مقيّد به زمان انقضاء .
اگر مقصود اوّل باشد يعنى بخواهيد بگوئيد مشتقّ را بطور مطلق مىتوان از ذات سلب كرد چه به مبدأ تلبّس داشته و چه مبدأ از آن منقضى باشد اين كلام باطل و فاسد است زيرا گفتن : زيد قائم و زيد قاعد در حال قيام و قعود صحيح است و سلب آن جايز نيست .
و اگر مراد سلب مقيّد باشد مثلا بخواهيد بگوئيد : زيد در حال قعود