تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
لحاظ فراهم است . بنابراين از مثال : جاء الضارب يا جاء الشارب درحالىكه ضرب و شرب از ذات منقضى شده است اين معنا اراده مىشود : ذاتى كه قبل از آمدن ، ضارب و شارب بود و تلبّس به ضرب يا شرب داشت آمد نه آنكه مراد از آن اين باشد . كسى كه مبدأ ضرب و شرب از او منقضى شده و در حال آمدن تلبّس به اين دو مبدأ را نداشته آمد و صفتش ضارب يا شارب بود . چه آنكه اگر معناى دوّمى مراد باشد استعمال ضارب و شارب به لحاظ زمان انقضاء بوده و شخص را بمجرّد آنكه قبل از آمدن متّصف به مبدأ ضرب و شرب بوده معنون بعنوان ضارب و شارب قرار داده‌ايم و البتّه اين اطلاق مجازى مىشود چه آنكه اگر اين دو لفظ و اشباه آن دو براى اعمّ از متلبّس و منقضى مىبودند استعمالش به لحاظ هر دو حال بطور حقيقت مىبايد صحيح باشد .

تحرير و شرح

مرحوم مصنّف از سؤال سابق دو جواب مىدهند : 1 - اينكه گفته شد اگر مشتقّ حقيقت در خصوص متلبّس باشد چون استعمالش در موارد انقضاء زياد بلكه اكثر از موارد متلبّس مىباشد لازم مىآيد اكثريّت مجاز از حقيقت و اين امر بعيدى است . در جواب مىگوييم : اين صرف استبعادى بيش نيست و نامش را نمىتوان استدلال يا احيانا اشكال نهاد زيرا با در نظر گرفتن ادلّه گذشته و اثبات مدّعا با آنها هيچ بعدى ندارد كه معناى حقيقى مشتقّات خصوص متلبّس بوده ولى مع‌ذلك استعمالش در موارد انقضاء زياد يا احيانا بيشتر باشد .