الاستعمالات آليّا او استقلاليّا و الكلّيّة به لحاظ نفس المعنى .
و منه ظهر عدم اختصاص الاشكال و الدّفع بالحرف بل يعمّ غيره فتأمّل فى المقام فانّه دقيق و مزالّ الاقدام للاعلام و قد سبق فى بعض الامور بعض الكلام و الاعادة مع ذلك لما فيها من الفائدة و الافادة فافهم .
ترجمه :
جمع بين جزئى بودن اسم و حرف و صادق بودن اين دو بر كثيرين
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايد :
و به آنچه تحقيق نموديم ظاهر و روشن شد كه بين جزئى بودن معناى حرفى بلكه معانى اسمى و صادق بودن اين دو بر افراد كثير به سادگى مىتوان جمع نمود زيرا مقصود از اينكه مىگويند معانى اين دو جزئى است يعنى باعتبار آنكه معناى آنها در موارد استعمالات به قيد آليّت و استقلاليّت مقيّد است .
و زمانى كه مىگويند معانى اين دو كلّى است و بر افراد كثير قابل انطباق است مراد آنست كه نفس معانى حروف و اسماء بدون لحاظ قيد آليّت يا استقلاليّت اينچنين مىباشند .
بنابراين بايد گفت اشكال تنافى بين جزئيّت و صدق بر افراد كثير و جواب از اين اشكال اختصاص به حرف نداشته بلكه در غير آن نيز جارى است .
سپس مرحوم مصنّف امر به تأمّل نموده و مىفرمايد :
پس در اين مقام تأمّل كن زيرا بحث دقيق و محلّ لغزش قدم بزرگان مىباشد و قبلا در بعضى از امور مرقومه شطرى از كلام در اين مسئله گفته شد و اينكه دوباره بحث را در اينجا اعاده نموديم جهتش آنست كه در تكرار و اعاده هم فائده براى گوينده است و هم ديگران استفاده مىبرند .