و امّا اگر مبدأ در مشتقّات بنحو فعلى يعنى انجام عملى اخذ شده باشد پرواضح است كه در زمان حال اگر ذات به آن متلبّس نباشد تلبّس يا باعتبار ماضى بوده و يا به ملاحظه آينده مىباشد بنابراين انحاء تلبّسات و انواع تعلّقات در مشتقّات هيچ تفاوتى با هم ندارند چنانچه قبلا به آن اشاره شد .
تحرير و شرح
برخى از محقّقين فرمودهاند :
ظاهرا در اين امر مرحوم مصنّف در مقام دفع دو توهّم مىباشند :
توهّم اوّل
برخى چنين گمان كردهاند كه بعضى از مشتقّات حقيقت در اعمّ مىباشد نظير « كاتب » و « مثمر » و « مجتهد » زيرا اين اسامى به همان نحو كه در حال تلبّس ذات به مبدأ اطلاق مىشوند پس از انقضاء مبادى بدون لحاظ علاقه و اعتبار قرائن نيز صورت مىگيرند .
توهّم دوّم
مرحوم صاحب فصول چنانچه قبلا گذشت چنين پنداشتهاند كه غير اسم فاعل و اشباه آن از محلّ نزاع خارجند و شرح منشا توهّم ايشان با جوابش سابقا بطور مفصّل ذكر شد .
دفع توهّم اوّل
حاصل دفع توهّم اوّل اينست كه :
مبدأ گاهى در مشتقّات فعل و حدث است همچون : ضارب و زمانى قوّه و استعداد است چنانچه در مثل مثمر اينطور بوده و در پارهاى اوقات حرفه و صناعت است مثل عطّار و بقّال و در برخى ازمان به صورت ملكه اخذ مىشود