تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

استنتاج مرحوم مصنّف

سپس مرحوم مصنّف بعد از اينكه كلام صاحب ايضاح و مسالك ( رهما ) را نقل نموده مىفرماين : بنا بر اينكه مسئله چنين بوده و حكم آن مبتنى بر نظريّه در مبحث مشتقّ باشد مىتوان چنين نتيجه گرفت كه : مقصود از مشتقّ در اينجا هرآن چيزى است كه مفهومش از ذات باعتبار اتّصاف آن بصفات خارجى انتزاع گردد اعمّ از آنكه صفات خارج از ذات عرض بوده يا امر عرضى باشند ازاين‌رو زوج ، زوجه ، حرّ و رقّ كه ذواتى هستند موصوف به زوجيّت و حرّيّت و رقّيّت اگرچه باصطلاح ادباء مشتقّ نيستند ولى در نزاع واقع بين ارباب اصول داخل مىباشند . امّا كلماتى كه مفهومشان از تمام ذات منتزع است و اصطلاحا از آنها به « منتزع از مقام ذات » تعبير مىكنند همچون انسان و نيز الفاظى كه مفادّشان از جزء ذات انتزاع مىگردد و در اصطلاح از آنها به « منتزع از ذاتيّات » نام مىبرند مانند حيوان يا ناطق باتّفاق ارباب دانش حقيقت در خصوص ذواتى هستند كه اتّصافشان به امر منتزع منه باقى باشد فلذا اطلاق انسان بر ذات يا حيوان برآن زمانى بنحو حقيقت صحيح است كه تلبّس ذات به انسان و حيوان باقى باشد ازاين‌رو بر جنازه انسان يا جثّه حيوان اين نام حقيقتا اطلاق نمىشود . قوله : لانّ هذه يصدق عليها : مشار اليه « هذه » المرضعة الآخرة بوده و ضمير در « عليها » به همان راجع است . قوله : امّ زوجته : ضمير در « زوجته » به « من كانت له » راجع است . قوله : لانّه لا يشترط فى المشتقّ : ضمير در « لانّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : بقاء المشتقّ منه : مقصود از « مشتقّ منه » مبدأ يعنى مصدر مىباشد . قوله : هكذا هاهنا : مشار اليه « هاهنا » مسئله مورد بحث است .