است كه مفهومش بر ذات جارى بوده و به ملاحظه اتّصافش به عرض يا امر عرضى از آن منتزع مىگردد اگرچه بحسب قواعد ادبى جامد باشد همچون كلمات : زوج ، زوجه ، رقّ و حرّ .
و اگر از اين مقاله اباء داشته و بگوئى بطور حتم و قطع نزاع معروف مختص است به كلمات مشتقّ نه همچون كلمات مذكور چنانچه اقتضاى تجمّد بر ظاهر لفظ مشتقّ در عناوين كلمات علماء همين است در پاسخ گوئيم :
اگرچه اين اصرار را تخطئه نكنيم و بپذيريم ولى باز مىگوييم :
امثال كلمات ذكر شده در محلّ نزاع داخلند و لو اصطلاحا مشمول اطلاق مشتقّ نباشند و شاهد ما بر اين مدّعا عبارتى است كه از مرحوم فخر المحقّقين در كتاب ايضاح در باب رضاع در ذيل مسئله « كسى كه داراى سه همسر است و دو تن از ايشان كبيره و سوّمى صغيره مىباشد حال اگر دو همسر كبيرهاش صغيره را شير دادند » نقل شده است :
تحرير و شرح
حاصل فرموده مصنّف ( ره ) در اين عبارات اينست كه :
ممكنست در دايره مشتقّ توسعه داده حتّى آن را شامل برخى از جوامد دانست و آن به اين است كه در تفسير مشتقّ بگوئيم :
مشتقّ آنست كه معنا و مفهومش بر ذات جارى شده و به ملاحظه اتّصافش بعرض يا امر عرضى از ذات منتزع گردد اعمّ از آنكه از نظر اصطلاح ادباء مشتقّ بوده يا جامد باشد بنابراين طبق اين تفسير كلمات زوج و زوجه و رقّ و حرّ نيز داخل در محلّ نزاع مىشود و به اين ترتيب مثلا در شأن كلمه « زوج » اينطور طرح نزاع مىشود :
آيا اين كلمه در خصوص ذاتى كه متلبّس به وصف همسرى است حقيقت مىباشد و حاصل بمرد زندار حقيقتا اين كلمه اطلاق مىشود يا به كسى