تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
است كه مفهومش بر ذات جارى بوده و به ملاحظه اتّصافش به عرض يا امر عرضى از آن منتزع مىگردد اگرچه بحسب قواعد ادبى جامد باشد همچون كلمات : زوج ، زوجه ، رقّ و حرّ . و اگر از اين مقاله اباء داشته و بگوئى بطور حتم و قطع نزاع معروف مختص است به كلمات مشتقّ نه همچون كلمات مذكور چنانچه اقتضاى تجمّد بر ظاهر لفظ مشتقّ در عناوين كلمات علماء همين است در پاسخ گوئيم : اگرچه اين اصرار را تخطئه نكنيم و بپذيريم ولى باز مىگوييم : امثال كلمات ذكر شده در محلّ نزاع داخلند و لو اصطلاحا مشمول اطلاق مشتقّ نباشند و شاهد ما بر اين مدّعا عبارتى است كه از مرحوم فخر المحقّقين در كتاب ايضاح در باب رضاع در ذيل مسئله « كسى كه داراى سه همسر است و دو تن از ايشان كبيره و سوّمى صغيره مىباشد حال اگر دو همسر كبيره‌اش صغيره را شير دادند » نقل شده است :

تحرير و شرح

حاصل فرموده مصنّف ( ره ) در اين عبارات اينست كه : ممكنست در دايره مشتقّ توسعه داده حتّى آن را شامل برخى از جوامد دانست و آن به اين است كه در تفسير مشتقّ بگوئيم : مشتقّ آنست كه معنا و مفهومش بر ذات جارى شده و به ملاحظه اتّصافش بعرض يا امر عرضى از ذات منتزع گردد اعمّ از آنكه از نظر اصطلاح ادباء مشتقّ بوده يا جامد باشد بنابراين طبق اين تفسير كلمات زوج و زوجه و رقّ و حرّ نيز داخل در محلّ نزاع مىشود و به اين ترتيب مثلا در شأن كلمه « زوج » اين‌طور طرح نزاع مىشود : آيا اين كلمه در خصوص ذاتى كه متلبّس به وصف همسرى است حقيقت مىباشد و حاصل بمرد زن‌دار حقيقتا اين كلمه اطلاق مىشود يا به كسى
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 282 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى