تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
اثبات اين مدّعا به دليل ذيل متمسّك شده‌اند : استعمال مشترك در قرآن يا با كمك و همراهى قرينه بوده يا بدون آن صورت گرفته است : اگر با كمك قرينه آمده باشد لازم مىآيد تطويل بلاطائل و در صورتى كه بدون آن در قرآن واقع شده باشد مستلزم اجمال و اهمال كلام مىگردد .

توضيح

امّا لزوم تطويل بلا طائل : فرض اينست كه در افاده معناى مراد از دو كلمه استفاده شده ، يكى لفظ مشترك و ديگرى قرينه دالّه برآن درحالىكه ممكن بود بجاى اين دو لفظ از لفظ واحدى كه معناى مقصود را افاده مىكرد استفاده گردد ، پس با امكان چنين امرى آوردن دو لفظ طولانى كردن كلام است بدون آنكه فائده‌اى برآن مترتّب باشد . امّا لزوم اجمال : پرواضح است كه لفظ مشترك باعتبار اشتراكش بين دو معنا وقتى بر هيچيك از دو معنا قرينه‌اى نصب نشود سبب اجمال معناى مراد بوده و مخاطب در حيرت و سردرگمى واقع مىشود با اينكه هيچ داعى بر اين كار وجود ندارد . قوله : و ان احاله بعض : ضمير منصوبى در « احاله » به اشتراك راجع است . قوله : لاخلاله بالتّفهّم : ضمير در « اخلاله » به اشتراك راجع بوده و اين عبارت اشاره است به دليل اوّل منكرين . قوله : لخفاء القرائن : اگرچه اين عبارت علّت است براى اخلال به تفهّم ولى از جوابى كه مرحوم مصنّف از كلام ايشان مىدهند اين‌طور استفاده مىشود اين خود دليل جداگانه‌اى براى ايشان مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 240 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى