وقتى الفاظ عبادات گفته مىشوند معنائى اعمّ از صحيح و فاسد به ذهن تبادر مىكند .
انتقاد مرحوم مصنّف به اين وجه
مرحوم مصنّف در تضعيف و ردّ اين وجه مىفرماين :
و اشكال اين وجه آنست كه قبلا دانسته شد كه معناى اعمّ از صحيح و فاسد كه همان جامع بين افراد صحيحه و فاسده باشد و به ناچار بايد تصوير شود تا بتوان لفظ را در مقابل آن قرار داد تصويرش مشكل است و با عدم امكان تصويرش چگونه ادّعاى تبادر را مىتوان صحيح دانست .
قوله : انّه قد عرفت الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : الّذى لا بدّ منه : ضمير در « منه » به « الجامع » راجع است .
قوله : فكيف يصحّ معه دعوى التّبادر : ضمير در « معه » به اشكال در تصوير جامع عود مىكند .
متن : و منها عدم صحّة السّلب عن الفاسد .
و فيه منع لما عرفت .
ترجمه :
و از جمله
و از جمله ادلّه ايشان اينست كه گفتهاند :
الفاظ عبادات را نمىتوان از فاسد آنها سلب كرد يعنى مثلا كسى كه نماز بدون طهارت يا بدون قرائت را مىخواند نمىتوان در حقّش گفت فعل اين شخص نماز نيست و نفس عدم صحّت سلب علامت حقيقت مىباشد پس