تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
وقتى الفاظ عبادات گفته مىشوند معنائى اعمّ از صحيح و فاسد به ذهن تبادر مىكند .

انتقاد مرحوم مصنّف به اين وجه

مرحوم مصنّف در تضعيف و ردّ اين وجه مىفرماين : و اشكال اين وجه آنست كه قبلا دانسته شد كه معناى اعمّ از صحيح و فاسد كه همان جامع بين افراد صحيحه و فاسده باشد و به ناچار بايد تصوير شود تا بتوان لفظ را در مقابل آن قرار داد تصويرش مشكل است و با عدم امكان تصويرش چگونه ادّعاى تبادر را مىتوان صحيح دانست . قوله : انّه قد عرفت الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : الّذى لا بدّ منه : ضمير در « منه » به « الجامع » راجع است . قوله : فكيف يصحّ معه دعوى التّبادر : ضمير در « معه » به اشكال در تصوير جامع عود مىكند . متن : و منها عدم صحّة السّلب عن الفاسد . و فيه منع لما عرفت . ترجمه :

و از جمله

و از جمله ادلّه ايشان اينست كه گفته‌اند : الفاظ عبادات را نمىتوان از فاسد آنها سلب كرد يعنى مثلا كسى كه نماز بدون طهارت يا بدون قرائت را مىخواند نمىتوان در حقّش گفت فعل اين شخص نماز نيست و نفس عدم صحّت سلب علامت حقيقت مىباشد پس