تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨

تحرير و شرح

حاصل اين وجه آنست كه : طريقه شارع در وضع الفاظ مستعمل در عرف اهل شرع از قبيل صلاة ، صوم ، حجّ و امثال اين‌ها همان طريقه اهل وضع يعنى واضعين مىباشد و چون دأب و عادت ايشان آنست كه الفاظ را براى خصوص ماهيّات تامّ الاجزاء و الشرائط قرار مىدهند لاجرم شارع مقدّس نيز الفاظ مستعمل در لسان متشرّعه را براى صرف ماهيّات صحيحه قرار داده است .

سؤال

اگرچه امر همين‌طور است كه تقرير شد و روش و عادت اهل وضع چنين است كه الفاظ را براى خصوص صحيح يعنى تامّ الاجزاء و الشرائط جعل مىكنند ولى در عين حال ضرورت و حاجت گاهى ايجاب مىكند كه آنها را در ناقص الاجزاء نيز استعمال نمايند همان‌طورىكه در شرع نيز چنين است پس نفس اين امر دليل مىشود كه الفاظ براى خصوص صحيح وضع نشده بلكه در مقابل اعمّ از صحيح و فاسد نهاده شده‌اند .

جواب

بلى گاهى ضرورت و نياز مقتضى است كه الفاظ در ناقص نيز استعمال شوند ولى لازمه اين استعمال آن نيست كه بطور حقيقى باشد چه آنكه استعمال اعمّ از حقيقت و مجاز است .

انتقاد مرحوم مصنّف به اين وجه

مرحوم مصنّف مىفرماين : اگرچه دليل چهارم كه مشتمل بر چنين ادّعائى است بعيد نبوده ولى در عين حال نمىتوان آن را پذيرفت زيرا مجوّز اين استدلال برآن است كه