تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
براى خصوص معانى صحيحه اين عبادات وضع شده‌اند به اين معنا كه اساسا زمانى اطلاق لفظ « صلاة » بر فعل مكلّف مىشود كه وى اين عمل را بطور كامل و صحيح با رعايت تمام شرائط و اجزاء بياورد و در غير اين صورت بفعلى كه انجام داده صلاة نگويند و همچنين است حال الفاظ ديگر همچون صوم و حجّ و زكات . 2 - برخى ديگر فرموده‌اند الفاظ عبادات بر معنائى اعم از صحيح و فاسد اطلاق شده و در ازاء همين معناى عامّ وضع شده‌اند ازاين‌رو چه نماز را مكلّف صحيحا بجاى آورد و چه فاسد در هر دو صورت به آن اطلاق صلاة مىكنند . سپس بعد از طرح بحث مىفرماين : قبل از اينكه به نقل و ذكر ادلّه طرفين بپردازيم لازمست امورى را تذكّر دهيم .

امر اوّل

در اين امر مىفرماين بدون شبهه و دغدغه‌اى نزاع در صحيح و اعم بنا بر قول قائلين به ثبوت حقيقت شرعيّه جاريست چه آنكه پرواضح است بنا بر اين قول قائلين به وضع الفاظ براى خصوص معانى صحيحه مىگويند شارع مقدّس مثلا لفظ صلاة را كه در لغت براى دعاء وضع شده در اصطلاح خودش فقط در مقابل نماز صحيح وضع كرده حال چه بنحو تصريح يعنى فرموده باشد ايّها المكلّفين بدانيد لفظ صلاة را كه اهل لغت به معناى دعاء دانسته‌اند من در مقابل اين افعال مخصوص كه بطور صحيح و كامل و با رعايت شروط اداء گردد وضع و جعل نمودم و چه بطور استعمال به اين معنا كه در طول مدّت زيادى اين لفظ را با قرائن در خصوص نماز صحيح به كار برده و سپس در اثر كثرت استعمال كار به مرحله‌اى رسيد كه ديگر نيازى به آوردن قرينه نبود بلكه در عصر خود شارع لفظ مزبور بدون قرينه اطلاق مىشد و معناى نماز از آن
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 145 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى