تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
گويند كه مقصود از اجراء آنها اثبات لوازم غير شرعى باشد مثلا اگر زيد در بيست سال قبل سنّش 5 سال بود و اكنون كه مدّت بيست سال گذشته شكّ داريم كه وى در قيد حيات هست كه فوت شده با استصحاب بقاء مىتوان زنده بودنش را مستمرّ دانست و آثار و لوازم شرعى حيات همچون حرمت تصرّف در اموالش را ثابت نمود ولى اگر غرض از استصحاب اين باشد كه بخواهيم نبات لحيه را برايش ثابت كنيم به اين بيان كه وقتى در زمان شكّ حيات را با استصحاب ثابت دانستيم بحسب عادت بايد وى كه در اين زمان 25 ساله است ملتحى يعنى ( ريش‌دار ) باشد پس اجراء استصحاب به منظور اثبات لحيه براى زيد اصل مثبت است و آن از نظر اهل تحقيق حجّت نيست چنانچه ان‌شاءالله شرح مبسوط و مفصّلش در مبحث ادلّه عقليّه خواهد آمد . با توجّه به اين مقدّمه مىگوييم : اصالة تأخّر الاستعمال نيز در اينجا اصل مثبت مىشود چون با اجراء آن قصد اثبات متأخّر بودن استعمال از زمان وضع بوده تا در نتيجه حقيقت شرعيّه اثبات شود و پرواضح است كه اثبات حقيقت شرعيّه از لوازم شرعى تأخّر استعمال از وضع نيست . قوله : فتأمّل : شايد اشاره باشد به اينكه اگر تاريخ استعمال معلوم و محرز بوده و اصل نقل نيز اجمالا معلوم باشد ولى در تقدّم آن بر استعمال يا بالعكس شكّ باشد اشكالى نيست در اجراء اصالة عدم نقل و مورد جريان آن منحصر نيست به آن جائى كه اساسا شكّ در اصل نقل باشد . متن : العاشر انّه وقع الخلاف فى انّ الفاظ العبادات اسام لخصوص الصّحيحة او الاعمّ منها . و قبل الخوض فى ذكر ادلّة القولين يذكر امور :