« زيدان » است كه آن نيز تثنيه مىباشد و بين ايندو « بلّغت منهما الى العمروين » را بعنوان صله براى « اللّذان » آوردهايم و بين موصول و عائدش كه « منهما » باشد از حيث تثنيه بودن توافق برقرار است .
حال اگر بجاى « العمروين » كه تثنيه است « العمروين » به صيغه جمع بوده و امتحانكننده گفته باشد :
اخبر عن العمروين فى جملة « بلّغت رسالة الخ » شخص مورد آزمايش بايد بگويد :
الّذين بلّغت من الزيد اليهم رسالة العمرون ( آن كسانى كه رساندم از جانب دو زيد نامهاى را به ايشان عبارتند از عمرون ) .
پس مأخذ و اصل اين كلام جمله :
بلّغت رسالة من الزيدين الى العمروين ، مىباشد .
و چنانچه ملاحظه مىكنيم « زيدين » به صيغه تثنيه و « عمرون » به صيغه جمع مىباشد لذا در جملهاى كه شخص مورد آزمايش ايراد مىكند بايد رعايت تطابق بين موصول و مخبر عنه ( عمرون ) را از حيث جمع بودن بنمايد چنانچه ضمير عائد را نيز بايد با موصول موافق بياورد چنانچه ايندو امر رعايت گرديده .
حال اگر مأخذ و جمله اصلى همان عبارت سابق يعنى :
بلّغت رسالة من الزيدين الى العمروين ، بود و شخص امتحانكننده گفت :
اخبر عن رسالة فى جمله « بلّغت رسالة الخ » بالّتى :
بايد بگوئيم :
الّتى بلّغتها من الزّيدين الى العمروين رسالة ( آنچه كه از دو زيد به دو عمرو فرستادى عبارتست از نامه ) .
و چنانچه مىبينيم مخبر عنه « رساله » بوده و آن مفرد مؤنّث است لذا بين آن و موصول كه « التى » باشد رعايت تطابق و توافق شده همان طورى كه ضمير عائد به آن را نيز به آن مطابق آوردهايم .
سپس شارح گويد :
البتّه براى اين باب شروطى است كه مصنّف به چهارتا از آنها اشاره نموده و شرح آنها در عبارات بعدى خواهد آمد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1734
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٣٤