أى الخبر ( نحو الّذى ضربته زيد فذا ضربت زيدا كان ) فابتداته بموصول و أخّرت زيدا فى التّركيب و رفعته أنّه خبر و وسّطت بينهما بضربت صلة للّذى و جعلت العائد خلفا لزيد الخبر متّصلا بضربت ( فادر المأخذا ) و قس .
( و باللّذين و الّذين و الّتى أخبر مراعيا ) فى الضّمير العائد ( وفاق المثبت ) اى المخبر عنه فى المعنى ، نحو : « اللّذان بلّغت منهما إلى العمرو بن رسالة الزّيدان » ، « الّذين بلّغت من هذا ، و لما ذكر شروط ، أشار إلى اربعة منها بقوله .
ترجمه و شرح :
مبحث اخبار به الّذى و فروع آن و نيز اخبار به الف و لام موصوله
شارح گويد :
اين باب نزد نحاة همچون مسائل تمرينى از نظر صرفيّون مىباشد يعنى همانطورى كه علماء صرف بعد از اتمام هربابى مسائلى را بعنوان تمرين جهت تقويت قارئين و آزمايش ايشان كه مطالب را فراگرفتهاند يا نه طر مىكنند ، طرح اين باب نيز واجد همين خصوصيّت مىباشد .
يعنى هم موجب تقويت قارئين بوده و هم بواسطهاش آزمايشى از ايشان به عمل مىآيد كه آيا مطالب خوانده شده را نيك فراگرفتهاند يا نه .
مصنّف گويد :
آنچه دربارهاش گفته مىشود : به « الّذى » از آن خبر بده ، خبر است از « الّذى » كه قبلا ذكر شده و مبتداء مىباشد .
شارح گويد : از ظاهر اين فقره عبارت متن يعنى « ما قيل اخبر عنه بالّذى » اينطور استفاده مىشود كه « الذى » را بايد در مسئله تمرينى و امتحانى خبر و ما قيل اخبر عنه ( آنچه گفته شده از آن خبر بده ) را مبتداء قرار داد مثلا اگر امتحانكننده گفت اخبر عن زيد بالّذى ، ظاهر اين گفتار اينست كه بايد « زيد » را مبتداء و الذى را خبر قرار داد و گفت زيد هو الذى . . . ، ولى بايد توجّه داشت كه اين ظاهر مراد مصنّف نبوده بلكه عبارت را بايد تأويل برد چه آنكه مقصود مصنّف آنست كه « ما قيل اخبر عنه » مثلا « زيد » را واجب است خبر و مؤخّر آورده و « الذى » را مبتداء و مقدّم قرار داد .