تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1737

مساهمون:

ص١٧٣٧
قبول تأخير و تعريف در مخبر عنه اين باب حتمى و قطعى است . شارح گويد : 1 - شرط اوّل اينست كه مخبر عنه بايد قبول تأخير بنمايد ، بنابراين از چيزى كه آن را قبول نمىكند نمىتوان اخبار كرد همچون ضمير شأن و اسماء استفهام چه آنكه ايندو صدارت طلب مىباشند . بلى ، خبر دادن از چيزى كه خلف و جاىنشين آن قابل تأخير است جايز مىباشد همچون « تاء » از « قمت » چه آنكه نفس تاء به لحاظ اتّصالش به فعل قابل تأخير نبوده و از فعل جدا نمىشود ولى ضمير منفصل يعنى : انت كه بجاى « تاء » مىباشد قابل اين معنا است از اينرو همانطورى كه مصنّف در كتاب تسهيل ذكر نموده اخبار از آن جايز است مثلا اگر مأخذ جمله « قمت » باشد و شخص آزمايش‌كننده بگويد : اخبر عن التاء فى « قمت » بالّذى ( از « تاء » در « قمت » بواسطه « الذى » خبر بده ) . در جواب مىگوئيم : الذى قام انت ( كسى كه ايستاد عبارتست از تو ) . 2 - شرط دوّم اينست كه مخبر عنه قابل تعريف باشد ، بنابراين از چيزى كه قبول تعريف نمىكند همچون حال و تمييز نمىتوان اخبار نمود . سپس شارح گويد : اگر مصنّف اين شرط را ترك مىكرد و صريحا ذكر نمىنمود از شرط چهارم استفاده مىشد پس همانطورى كه وى در شرح كافيه آورده است به ذكر آن نيازى نبود . مصنّف گويد : همچنين غناء از آن بواسطه اجنبى و يا ضمير شرط مىباشد . شارح گويد : 3 - شرط سوّم اينست كه بواسطه كلمه اجنبى از آن مستغنى گرديم . بنابراين از ضميرى كه به يكى از اجزاء جمله برمىگردد همچون « هاء » از « زيد ضربته » نمىتوان اخبار كرد زيرا اگر كلمه « اجنبى » بجاى ضمير مذكور بگذاريم از ذكر ضمير بىنياز نمىباشيم . 4 - شرط چهارم اينست كه بواسطه ضمير از آن بىنياز گرديم . بنابراين از موصوف بدون صفت و نه از صفت بدون موصوف و نيز از مضاف
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1737 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى