تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1732

مساهمون:

ص١٧٣٢
و امّا اينكه چرا مصنّف عبارت را بحسب ظاهر اينطور ايراد كرده و مجوّز و مسوّغ اطلاق مخبر عنه بر « زيد » را چه دانسته ؟ بايد بگوئيم : مجوّز و مسوّغ اينست كه زيد يا كلمه‌اى ديگر كه نظير آنست در معنا مخبر عنه مىباشند و براى روشن شدن اين مطلب مثالى ايراد مىكنيم . مثال مثلا اگر قبلا گفته بوديم : ضربت زيدا ( زيد را زدم ) . حال امتحان‌كننده بگويد : بواسطه « الذى » از « زيد » خبر بده . بايد بگوئيم : الذى ضربته زيد ( آن كسى كه او را زدم زيد است ) . چنانچه مىبينيم در عبارت مزبور « الذى » مبتداء و « زيد » خبر آن واقع شده ولى در معنا « زيد » مخبر عنه و مبتداء است چه آنكه عبارت مزبور معنا چنين مىباشد : زيد هو الذى ضربته و به همين عنايت و لحاظ اطلاق مخبر عنه به « زيد » شده و برهمين اساس مصنّف ظاهر عبارت را به نحوى كه ملاحظه مىكنيم ايراد نموده است . و بهرحال تا اينجا معلوم شد عبارتى را كه شخص مورد آزمايش ايراد مىكند لازم است در آن « الذى » را مبتداء و مخبر عنه را خبر قرار دهد ، و امّا باقى اجزاء كلام : مصنّف گويد : و آنچه غير از « الذى » و خبر آن مىباشد را در وسط ايندو قرار بده در حالى كه آن را صله براى « الذى » آورده و عائدش را بجاى خبر بايد بگذارى . شارح گويد : مقصود اينست كه شخص مورد آزمايش بايد آنچه غير از « الذى » و خبر آن مىباشد را در وسط و بين ايندو ، و بعنوان صله براى « الذى » بياورد و عائد صله بجاى خبر قرار مىگيرد مانند اينكه وقتى آزمايش‌كننده گفت : اخبر عن زيد فى جملة « ضرب زيدا » بالّذى . از « زيد » در جمله « ضربت زيدا » بوسيله الّذى خبر بده :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1732 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى