تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1202

مساهمون:

ص١٢٠٢
يعنى : اولاد جفنه به كسى كه گياه بريص را برايشان وارد كند آن نهر دمشق را كه با شراب سرد خوشگوار ممزوج شده مىآشامانند . كه در اصل « ماء بردى » بوده و پس از حذف « ماء » بردى كه عبارتست از نهرى در دمشق بجاى آن قرار گرفته است . و همچون قول شاعر :
مرّت بنا فى نسوة خولة * و المسك من اردانها نافحة
يعنى : خوله در حالى كه بين زنانى چند بود از ما گذشت و عبور نمود و حال آنكه بوى مشك از آستينهايش متصاعد بوده و به مشام مىرسيد . شاهد در حذف مضاف و نيابت « مسك » از آن بوده و اصل : رائحة المسك مىباشد . و مثل آنچه در فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده : انّ هذين حرام على ذكور امّتى ( ايندو يعنى طلا و حرير برمردان امّت من حرام مىباشند ) يعنى استعمال هذين حرام على ذكور امّتى . و هم‌چون آيه شريفه : و تلك القرى اهلكناهم ( اين قريه را ما هلاك كرديم ) . كه در اصل : تلك اهل القرى مىباشد . و نظير : تفرقوا ايادى سبا ( متفرّق شويد مانند پسران سبا ) . كه در اصل : تفرقوا مثل ايادى سبا بوده است . قوله : و شمل ذلك : مشار اليه « ذلك » اعراب نصب و جرّ و رفع دادن به الفاظ مذكور در صورت مقطوع بودن آنها از اضافه مىباشد . قوله : و به صرّح بعضهم : ضمير در « به » به شمول حكم مذكور نسبت به « عل » راجع مىباشد . قوله : نصبها موجودا : ضمير در « نصبها » به « عل » عود مىكند . قوله : ثمّ هو على الظرفيّة : ضمير « هو » به نصب عود مىكند . قوله : تتصرّف تصرّفا متوسّطا : مقصود از « تصرّف » در ظروف آنست كه هم مفعول‌فيه واقع شده و هم غير آن قرار بگيرند لذا ظرفى را متصرّف خوانند كه هم مفعول‌فيه استعمال شود و هم غير آن همچون : مبتداء ، خبر ، فاعل ، نائب فاعل ، مفعول‌به و مضاف اليه .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1202 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى