زمانى كه « قبل » و الفاظ مذكور بعد از آن نكره بيايند ادباء آنها را معرب قرار مىدهند .
شارح گويد :
مقصود اينست كه : « قبل » و آنچه بعد و پيش از آن ذكر شد يعنى « غير » و « بعد » و دون و اسماء جهات و اوّل الخ گاهى نكره يعنى لفظا و نيّة از اضافها مقطوع مىآيند در اينحالت ادباء آنها را اعراب نصب و جرّ داده چنانچه شرحش گذشت و همچنين در اين فرض گاهى آنها را مرفوع مىخوانند .
اين كلام مصنّف شامل لفظ « عل » نيز مىباشد يعنى بگفته وى كلمه « عل » گاهى مقطوع از اضافه بوده و در اين حال به آن اعراب نصب و جرّ و رفع مىدهند .
بعضى از ادباء به اين حكم در « عل » تصريح نمودهاند ولى ابن هشام نحوى مىگويد :
گمان نمىكنم اين كلمه منصوب يافت شده باشد .
پس از آن شارح گويد :
البتّه نصب در « قبل » و الفاظ بعد از آن بنابر ظرفيّت مىباشد باستثناى « حسب » كه نصبش بنابر حاليّت است و مصنّف درباره اسماء جهات غير از فوق و تحت گفته است اين اسماء در حدّ متوسّطى قابل تصرّف بوده ولى « دون » بطور ندرت متصرّف استعمال مىگردد .
سپس مصنّف گفته :
و آنچه پهلوى مضاف مىآيد در صورت حذف شدن مضاف در اعراب نيابت از آن مىكنند .
شارح گويد :
منظور اينست كه در صورتى كه مضاف حذف شود مضاف اليه در اعراب و تذكير و تأنيث و غير اين امور از آن نيابت مىكند مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده :
جاء ربّك ( امر پروردگارت آمد ) كه در اصل « جاء امر ربّك » مىباشد .
و نظير : و تجعلون رزقكم ( قرار مىدهد بجاى شكر نمودن در قبال رزق خود . . . ) .
كه در اصل « تجعلون بدل شكر رزقكم » مىباشد .
و مانند آنچه در قول حسّان بن ثابت انصارى وارد شده :
يسقون من ورد البريص عليهم * بردى يصفّق بالرّحيق السّلسل