« مررت بزيد الكاتب » ، و يلحق به ما يمدحه أو يذمّه أو يرحّم عليه أو يؤكّده نحو « الحمد للّه ربّ العالمين » ، « أعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم » ، أللّهمّ أنا عبدك المسكين » ، لا تتّخذوا إلهين اثنين » .
ترجمه و شرح
مبحث توابع صفت و احكام آن
مصنّف گويد :
صفت و تأكيد و عطف و بدل در اعراب از اسماء اوّل متابعت مىكنند .
مؤلّف گويد :
كلمات بحسب داشتن اعراب بردو قسمند :
1 - اوائل .
2 - ثوانى .
اوائل : عبارتند از كلماتى كه اعرابشان اصلى است مانند جاء زيد .
در اين مثال « زيد » اعراب رفعش اصلى مىباشد لذا به آن « اوّل » گويند .
ثوانى : عبارتند از كلماتى كه اعرابشان تبعى است يعنى به تبعيّت از غير معرب مىشوند مانند : جاء زيد الكريم .
شاهد در « الكريم » است كه به تبعيّت از « زيد » مرفوع شده از اينرو به آن « ثانى » گويند :
ثوانى را توابع نيز خوانند و آنها پنج تا بوده به اين شرح :
نعت ( صفت ) ، تأكيد ، عطف بيان ، بدل ، عطف به حروف ( عطف نسق ) .
ابتداء به شرح و توضيح نعت مىپردازيم :
شارح گويد :
نعت و صفت به يك معنا بوده و مقصود از هردو يك چيز مىباشد .
و چون نعت يكى از توابع محسوب مىشود لاجرم مصنّف ابتداء بطور اجمالى نامى از آن در اينجا برد و سپس به تفصيل و شرحش پرداخت و گفت :
يتبع فى الاعراب الخ .
اسماء اوائل چهارتا هستند به اين شرح :
نعت ، تأكيد ، عطف و بدل .