تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1364

مساهمون:

ص١٣٦٤
البتّه اين قيد ( مبيّن ) فصل دوّمى است كه در اين تعريف ذكر شده و بواسطه‌اش تأكيد و بيان از تعريف خارج مىشوند چه آنكه هيچيك از ايندو واجد چنين خصوصيّتى نمىباشند . و كلمه « متمّ » در تعريف مصنّف هم شامل صفتى شده كه موجب تخصيص موصوف بوده مانند : فتحرير رقبة مؤمنة ( پس آزاد نمودن بنده مؤمن ) . كه در اين آيه شريفه كلمه « مؤمنه » نعتى است كه منعوت يعنى « رقبه » را تخصيص مىدهد . و هم صفتى را دربرمىگيرد كه موجب وضوح و روشن شدن موصوف مىگردد مانند : مررت بزيد الكاتب ( گذشتم به زيدى كه نويسنده بود ) . در اين مثال « الكاتب » صفتى است كه موضح موصوف يعنى « زيد » مىباشد . و به هرصورت هردو قسم از صفت ( مخصّصه و موضحه ) درباره‌اشان صادق است بگوئيم كه نسبت به معناى ما قبل متمّم مىباشند . سپس شارح گويد : چهار نوع صفت ديگر وجود دارند كه ملحق به « متمّ » مىباشند و آنها عبارتند از : الف : صفتى كه در مقام مدح موصوف آورده شده مانند : الحمد للّه ربّ العالمين ( جنس حمد از آن خداوندى است كه پروردگار جهانيان مىباشد ) . شاهد در « ربّ العالمين » بوده كه در مقام مدح « اللّه » آورده شده . ب : صفتى كه در مقام مذمّت موصوف آورده شده مثل : اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ( پناه به خداوند مىبرم از شيطان و ابليس رانده شده ) . شاهد در « الرجيم » است كه در مقام مذمّت « الشيطان » آورده شده . ج : صفتى كه در مقام ترحّم به موصوف آمده نظير : اللّهمّ انا عبدك المسكين ( پروردگارا من عبد بىچيز تو هستم ) . شاهد در « المسكين » است كه در مقام ترحّم « عبد » آمده . د : صفتى كه مؤكّد موصوف است همچون آيه شريفه : لا تتّخذوا الهين اثنين ( نگيريد دو خداوند را ) .