و عنقريب شرح هركدام خواهد آمد .
مصنّف گويد :
نعت عبارتست از تابعى كه متمّ معناى ما قبل باشد .
شارح گويد :
كلمه « تابع » يعنى تالى و آن كلمهاى است كه بعد از كلمه ديگر در آيد و حكمش اينست كه ابدا برمتبوع يعنى موصوف مقدّم نمىشود .
لفظ « تابع » در تعريف « نعت » جنس است كه تمام توابع پنجگانه را شامل مىشود .
كلمه « متمّ » يعنى مكمّل و مبيّن ما سبق است .
اين لفظ فصلى است كه بواسطهاش عطف نسق و بدل از تعريف خارج مىشوند زيرا هيچيك از ايندو تابع مبيّن معناى ما قبل خود نيستند .
تقسيم صفت
مؤلّف گويد :
صفت بردو قسم است :
الف : حقيقى .
ب : سببى .
صفت حقيقى آنست كه مبيّن و موضح نفس موصوف باشد مانند : جاء زيد الكريم .
صفت سببى آنست كه متعلّق موصوف را بيان مىكند مثل : جاء زيد كريم ابوه .
شاهد در « كريم » است كه وصف « اب » كه از متعلّقات موصوف يعنى « زيد » است را بيان مىكند و به آن وصف به حال متعلّق موصوف نيز مىگويند .
مصنّف گويد :
وصف ( نعت ) يا نشانه نفس ما سبق را توضيح مىدهد و يا نشانه متعلّق به آن را .
شارح گويد :
قسم اوّل كه نعت نشانه نفس ما سبق را توضيح دهد موصوف به نعت حقيقى باشد .
و قسم دوّم را كه نعت متعلّق ما سبق ( موصوف ) را بيان مىكند نعت سببى گويند .