شارح گويد :
مقصود اينست كه : گاهى ايندو فعل ضمير مستترى را به عنوان فاعل رفع مىدهند كه تمييز بعد از آن مفسّرش مىباشد مانند :
نعم قوما معشره ( خوب است او از حيث قوم و طائفه يعنى معشر و طائفه او خوب مىباشند ) .
شاهد در ضمير مستتر در « نعم » است كه مفسّر آن « قوما » بوده كه تمييز مىباشد .
و نظير :
بئس للظالمين بدلا ( بسيار بد است آن چيز براى ظالمين از حيث مبادله يعنى ظالمين مبادله بسيار بدى نمودند ) .
شاهد در ضمير مستتر در « بئس » است كه فاعل بوده و كلمه « بدلا » مميّز آن مىباشد .
سپس شارح گويد :
و گاهى بخاطر علم به جنس ضمير از آوردن تمييز بىنياز مىباشيم مانند آنچه در فرموده نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد شده :
من توضّأ يوم الجمعة فبها و نعمت ( كسى كه روز جمعه وضوء بسازد پس به اين خصلت اخذ و عمل نمايد و خوب خصلتى است ) .
شاهد در « نعت » است كه فاعلش ضمير « هى » بوده كه به خصلة الوضوء راجع است و چون مىدانيم جنس ضمير از چه سنخ و چه مقولهاى است لاجرم به تمييز نيازى پيدا نكردهايم .
قوله : و ما جرى مجراهما : يعنى آنچه ملحق بايندو مىباشد .
قوله : من حبّذا : كه ملحق به نعم بوده .
قوله : و ساء : كه ملحق به بئس مىباشد .
قوله : لدخول التّاء الساكنة : علّت است براى فعل بودن نعم و بئس .
قوله : و اتّصال ضمير الرفع الخ : عطف است به « دخول التاء » يعنى و الاتّصال ضمير الرفع الخ بنابراين عبارت مذكور علّت دوّمى است كه شارح براى فعل بودن نعم و بئس آورده است .
قوله : فى لغة حكاها الكسائى : ضمير مفعولى در « حكاها » به « لغة » راجع است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1322
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٢٢