تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1300

مساهمون:

ص١٣٠٠
مشبهه به اين نحو قبيح مىباشد . 26 - رأيت الرجل الحسن وجه اب . در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » منصوب بوده و به كلمه‌اى اضافه شده كه هم از الف و لام و هم از اضافه مجرّد مىباشد . 27 - رأيت الرجل الحسن وجه اب . اين مثال جايز نيست يعنى نمىتوان معمول صفت الف و لام‌دار را كه به كلمه مجرد از الف و لام اضافه شده در حالى جرّى اضافه نمود چنانچه شرحش عنقريب خواهد آمد . 28 - رأيت رجلا حسنا وجه اب . ( ديدم مردى را كه نيكو بود صورت پدرش ) . در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مرفوع است و به كلمه‌اى اضافه شده كه هم از الف و لام مجرّد بوده و هم از اضافه . البتّه استعمال صفت مشبهه به اين نحو قبيح مىباشد . 29 - رأيت رجلا حسنا وجه اب . در ان مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » منصوب است و به كلمه‌اى اضافه شده كه هم از الف و لام مجرّد بوده و هم اضافه . 30 - رأيت رجلا حسن وجه اب . در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مجرور است و به كلمه‌اى اضافه شده كه هم از الف و لام مجرّد بوده و هم از اضافه . سپس شارح گويد : كلمه « او مجرّدا » در متن مصنّف معطوف است بر « مضافا » و مقصود از آن اينست كه : عمل رفع و نصب و جرّ براى صفت مشبهه الف و لام‌دار و خالى از آن نسبت به معمولى كه مجرد از اضافه و الف و لام است ثابت مىباشد و آن شش صورت دارد به شرح زير : 31 - رأيت الرجل الحسن وجه ( ديدم آن مرد را كه نيكو صورت بود ) . در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مرفوع است و همانطورى كه ملاحظه مىكنيم نه اضافه شده و نه الف و لام دارد .