الف و لامدار يعنى « الاب » اضافه گرديده است .
10 - رأيت رجلا حسنا وجه الاب .
( ديدم مردى را كه روى پدرش نيكو بود ) .
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه مرفوع است به الف و لامدار يعنى « الاب » اضافه شده .
11 - رأيت رجلا حسنا وجه الاب .
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه منصوب است به الف و لامدار يعنى « الاب » اضافه شده .
ولى اين استعمال ضعيف است .
12 - رأيت رجلا حسنا وجه الاب .
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه مجرور است به الف و لامدار يعنى « الاب » اضافه شده .
مثال دوّم نظير :
13 - رأيت الرجل الحسن وجهه .
( ديدم آن مرد را كه صورتش نيكو بود ) .
در اين مثال صفت الف و لام داشته و معمولش يعنى « وجهه » كه مرفوع است به ضمير اضافه شده .
14 - رأيت الرجل الحسن وجهه .
در اين مثال صفت الف و لام داشته و معمولش يعنى « وجهه » كه منصوب است به ضمير اضافه شده .
15 - رأيت الرجل الحسن وجهه .
اين مثال جايز نيست يعنى نمىتوان معمول صفت الف و لامدار را كه به ضمير اضافه شده مجرور خواند و شرح آن عنقريب خواهد آمد .
16 - رأيت رجلا حسنا وجهه .
در اين مثال صفت الف و لام نداشته و معمولش يعنى « وجهه » كه مرفوع است به ضمير اضافه شده .
17 - رأيت رجلا حسنا وجهه .
در اين مثال صفت الف و لام نداشته و معمولش كه منصوب است به ضمير اضافه
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1298
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٩٨