تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1301

مساهمون:

ص١٣٠١
البتّه اين استعمال قبيح است . 32 - رأيت الرجل الحسن وجها . در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » منصوب است و همان طوريه كه ملاحظه مىكنيم نه اضافه شده و نه الف و لام دارد . 33 - رأيت الرجل الحسن وجه . اين مثال استعمالش صحيح نيست يعنى نمىتوان صفت الف و لام‌دار را به معمولى خالى از اضافه و الف و لام اضافه نمود چنانچه شرحش عنقريب خواهد آمد . 34 - رأيت رجلا حسنا وجه ( ديدم مردى را كه نيكو صورت بود ) . در اين مثال صفت مجرّد از الف و لام است و معمولش يعنى « وجه » مرفوع بوده و از الف و لام و اضافه مجرّد است . البتّه استعمال صفت به اين نحو قبيح مىباشد . 35 - رأيت رجلا حسنا وجها . در اين مثال صفت مجرّد از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجها » منصوب است و از الف و لام و اضافه مجرّد مىباشد . 36 - رأيت رجلا حسن وجه . در اين مثال صفت مجرّد از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مجرور است و از الف و لام و اضافه مجرّد مىباشد . تنبيه مصنّف گويد : بواسطه صفت الف و لام‌دار اسمى را كه از الف و لام يا اضافه شدن به الف و لام‌دار خالى است جرّ مده . شارح گويد : بنابراين نمىتوانى بگوئى : الحسن وجهه ( بجرّ وجهه ) يا الحسن وجه ابيه ( بجرّ وجه ) يا الحسن وجه اب ( بجرّ وجه ) . مصنّف گويد : ولى معمولى كه از آنچه گفته شد خالى نيست جرّش جائز است يعنى در صورتى كه الف و لام داشته يا به الف و لام‌دار اضافه شده باشد جايز است صفت الف و