اضحى : يعنى در وقت ظهر داخل شد .
اصبح : يعنى در وقت صبح داخل گرديد .
امسى : يعنى در زمان شب داخل شد .
صار : يعنى تحوّل پيدا كرد ، گرديد .
و برخى از ادباء گفتهاند اينفعل براى نفى مطلب مىآيد اعمّ از زمان حال و غير آن .
زال : يعنى جدا شد .
البتّه معلوم باشد « زال » در صورتى از افعال ناقصه و در عداد نواسخ شمرده مىشود كه مضارعش « يزال » باشد و همين « زال » است كه معناى « جدا گرديدن » را دارد ولى « زال » در صورتى كه مضارعش « يزول » يا « يزيل » باشد از افعال تامّه بوده و در عداد افعال ناقصه نبايد قرار داده شود .
برح : به معناى همان « زال » است و از همين مادّه « برح » كه فعل ناقص محسوب گرديده مىباشد كلمه « بارحة » به معناى شب گذشته .
فتئ : نيز به معناى زال مىباشد چنانچه « انفكّ » نيز همينطور است .
سپس مصنّف مىگويد :
چهار فعل اخير يعنى : زال ، برح ، فتئ و انفكّ بعد از نفى يا شبه آن قرار مىگيرند .
شارح گويد :
مقصود اينستكه شرط عمل نمودن اين چهار فعل و اينكه مبتداء را رفع و خبر را نصب دهند اينستكه يا بعد از شبه نفى كه نهى و دعاء است واقع شده يا بعد از نفى قرار گيرند و در غير اين صورت عمل مزبور را نمىنمايند .
پس از آن مصنّف گويد :
كلمه « دام » در حالى كه مسبوق به « ما » باشد همچون « كان » بوده باينمعنا كه بمبتداء رفع و بخبر نصب مىدهد مانند آنچه در اينمثال آمده : اعط
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 489
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨٩