ما دمت مصيبا درهما .
شاهد در « دمت » است كه « تا » اسمش و « مصيبا » خبرش مىباشد و بعد از كلمه « ما » قرار گرفته .
شارح گويد :
مقصود از « دام » آنست كه به معناى « بقى » و « استمرّ » باشد چه آنكه اينكلمه با معنائى كه برايش ذكر شد همچون « كان » است ولى به شرط آنكه قبلش ماء مصدريّه زمانيّه قرار گرفته باشد چنانچه در مثال مذكور در متن ملاحظه مىشود .
سپس شارح گويد :
گاهى برخى از اين افعال به معناى بعضى ديگر مىآيند مثلا :
كان و ظلّ و اضحى و اصبح و امسى به معناى « صار » يعنى گرديد مىآيند مانند آنچه در آيه شريفه آمده :
و فتحت السّماء فكانت ابوابا .
( آسمان گشوده شد پس به ابواب و دربهائى مبدّل گرديد )
شاهد در « كانت » است كه به معناى « صارت » مىباشد .
و فرموده ديگر حقتعالى :
و ظلّ وجهه مسودّا ( صورتش سياه گرديد ) .
شاهد در « ظلّ » است كه به معناى « صار » مىباشد .
قوله : شرح فى نواسخه : يعنى نواسخ مبتداء .
مؤلّف گويد :
كلمه « نواسخ » جمع « ناسخ » بوده و اصطلاحا به حروف و افعالى اطلاق مىشود كه برسر مبتداء و خبر درآمده و آنها را از اعرابى كه دارند نسخ و زائل كرده و اعراب جديد در آنها ايجاد مىكنند چنانچه پس از دخول نواسخ برمبتداء و خبر ايندو از ابتداء و خبريّت نسخ شده ، مبتداء اسم آنها و خبر ، خبرشان مىگردد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 490
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩٠