تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1114

مساهمون:

ص١١١٤
شاهد در « عليه » است كه « على » در آن اسم بوده و به همين خاطر كلمه « من » برسرش درآمده است . سپس مصنّف گويد : مذ و منذ در دو مورد اسم واقع مىشوند : 1 - آنكه مابعدشان مرفوع باشد . شارح گويد : مانند : ما رأيته مذ يومان ( نديدم او را در آن دو روز ) . و بايد توجّه داشت كه ايندو كلمه در زمان ماضى معنايشان اوّل مدّت بوده و در غير آن به معناى جميع مدّت مىباشد لذا در مثال بالا معناى « مذ » اينستكه فلانى را در ابتداء آن دو روز نديدم و اگر بگوئيم : لا ارى زيدا مذ يوم الجمعة ، معنايش اينستكه : نمىبينم زيد را در تمام روز جمعه . و بهرتقدير رأى صحيح و قول درست آنست كه ايندو كلمه در چنين موردى كه كلمه بعدش مرفوع است مبتداء بوده و مابعد آنها خبر مىباشد . بعضى عكس آن را گفته و ملتزم شده‌اند كه ايندو كلمه خبر بوده و مابعدشان مبتداء مىباشد . برخى ديگر گفته‌اند : ايندو ظرف بوده و مابعدشان فاعل است براى « كان تامّه » كه حذف شده . 2 - آنكه پهلوى فعل قرار گرفته باشند مانند : جئت مذ دعا . شارح گويد : يا پهلوى جمله اسميّه قرار بگيرند مانند آنچه در قول شاعر آمده :
ما زلت ابغى المال مذانا يافع * وليدا و كهلا حين شبت و امردا
يعنى : پيوسته من طالب مال بودم زمانيكه ميفروختم طفل و پير را زمانيكه پيرو امرد بودم .