تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1113

مساهمون:

ص١١١٣
يعنى : و بازى كرد مرغى با ايشان كه آنمرغ ابابيل مىباشد پس گرديدند همچون برگ علف سوراخ سوراخ شده كه آن را حيوانات خورده باشند . شاهد در « كعصف » است كه كاف در آن مضاف اليه براى « مثل » قرار گرفته . چنانچه در برخى موارد مجرور به حرف واقع شده مانند آنچه در قول شاعر آمده :
بكا للقوّة الشّغواء جلت فلم اكن * لا ولع الّا بالكمىّ المقنّع
يعنى : مانند عقابى كه منقار كج دارد جولان نمودم پس حريص نشده‌ام به چيزى كه به شجاعت غرق سلاح حرب شده و برسرش كلاه‌خود باشد . شاهد در « بكا للقوّة » است كه كاف در آن اسم بوده و مجرور بباء جرّ مىباشد . و همچنين است « عن » و « على » يعنى ايندو نيز گاهى اسم استعمال مىشوند و بخاطر همين است كه برسرشان كلمه « من » جارّه درمىآيد مانند آنچه در قول قطامى آمده :
فقلت للرّكب لمّا ان علا بهم * من عن يمين الحبيّا نظرة قبل
يعنى : بشترسواران گفتم : چون بلند كرده بود ايشانرا از طرف راست حبيّا يك نگاه‌كردنى كه اين صفت داشت در مرتبه اوّل بود . شاهد در « عن » است كه اسم بوده لذا كلمه « من » برسرش داخل شده . و نيز نظير آنچه در قول مزاحم آمده :
غدت من عليه بعد ماتم ظمؤها * تصلّ و عن قيض ببيداء مجهل
يعنى : آنمرغ قطاة صبح كرده از بالاى جوجه خود بعد از آنكه تمام شده باشد زمانى كه ميان دو آب آشاميدن مىباشد در حالى كه اندرون آن از شدّت تشنگى صدا مىكند و صبح نموده در بيابان مهلكى از بالاى تخمى كه تمام جوجه از آن تخم بيرون نيامده است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1113 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى