تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
بخبر داده است ، در جمله اوّل « شيئ » اسم آن و « باقيا » خبرش بوده و در جمله دوّم « وزر » اسم و « واقيا » خبر آن است و همانطوريكه ملاحظه مىشود هردو شرط در ايندو موضع مراعات گرديده . مصنّف در كتاب شرح تسهيل همچون ابن جنّى اجازه داده كه « لاء » در اسماء معرفه نيز عمل كند مانند قول قيس بن عبد اللّه در مرثيه پسر و برادرش :
و حلّت سواد القلب لا انا باغيا * سواها و لا في حبّها متراخيا
يعنى : دوستى آن محبوبه در اصل دل جاى گرفت در حالى كه من غير او را نميخواهم و در حبّ و دوستى وى سستى و سهل‌انگارى نمىكنم . شاهد در كلمه « لا » است كه در جمله « لا انا باغيا » اسمش يعنى « انا » معرفه مىباشد . و غالبا خبر « لا » حذف مىشود مانند قول سعد بن مالك :
من صدّ عن نيرانها * فانا بن قيس لا براح
يعنى : هركس از آتش آن جنگ روى بگرداند ، پس من پسر قيس هستم كه زوالى براى من نيست . شاهد در كلمه « لا » است كه خبرش حذف شده و تقدير آن : لا براح لى مىباشد . سپس مصنّف گويد : و گاهى دو كلمه « لات » و « ان » همين عمل ( يعنى عمل ليس ) را به عهده مىگيرند . شارح گويد : كلمه « تلى » يعنى « تتولى » به عهده مىگيرد و عمل مينمايد . و كلمه « لات » همان « لا » بوده كه بعقيده مشهور تاء تأنيث به آن اضافه شده . و لفظ « ان » بكسر همزه و سكون نون همان حرف نافيّه مىباشد . و مقصود مصنّف از « ذا العمل » عمل ليس يعنى رفع باسم و نصب