بخبر مىباشد و حاصل كلام آنكه : لات و ان نيز مانند ليس عمل مىنمايند مانند فرموده حقتعالى :
كم اهلكنا من قبلهم من قرن فنادوا و لات حين مناص .
يعنى : بسيارى از طوائف را پيش از ايشان ما هلاك نموديم پس در آن هنگام فرياد زدند در حالى كه هيچ راه نجات و فرارى براى آنها نبود .
شاهد در كلمه « لات » بوده كه مانند « ليس » عمل نموده فلذا خبرش كه « حين » باشد بنابر خبريّت منصوب است و اسم آن محذوف است و تقديرش « لات حين حين مناص » مىباشد .
و نيز مانند قول شاعر :
ان هو مستوليا على احد * الّا على اضعف المجانين
يعنى : او براحدى مسلّط و غالب نبوده مگر برضعيف و ناتوانترين ديوانگان .
شاهد در كلمه « ان » است كه مانند « ليس » عمل كرده لذا اسمش يعنى « هو » مرفوع و خبرش كه « مستوليا » باشد منصوب است .
پس از آن مصنّف گويد :
« لات » در غير لفظ « حين » عمل نمىكند .
شارح گويد :
مقصود اينستكه فقط لفظ « حين » و آنچه با آن مرادف است مانند « ساعت » و « اوان » معمول براى « لات » قرار مىگيرد و اين لفظ در غير آنها عمل نمىكند زيرا عمل « لات » و الفاظ مرادفش ضعيف مىباشد از اينرو براى عمل كردن در هرلفظى صلاحيّت ندارند .
مصنّف گويد :
حذف صاحب رفع و باقى گذاردن صاحب نصب زياد و عكسش كم مىباشد .