نفر بودند ) .
شاهد در جمله « و هم الوف » است كه جمله اسميّه مثبت بوده و رابطش هم « واو » و هم ضمير يعنى « هم » مىباشد .
و همچنين نظير :
و الّذين يرمون ازواجهم و لم يكن لهم شهداء الّا انفسهم ( و كسانى كه نسبتهاى ناروا به همسران خود داده در حالى كه غير از خودشان گواهانى برآن ندارند ) .
شاهد در جمله « و لم يكن لهم شهداء » بوده كه جمله فعليّه مىباشد و مصدّر است به مضارع منفى به « لم » و رابطش هم « واو » و هم ضمير يعنى « هم » مىباشد .
و نظير فرموده حقتعالى :
افتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام اللّه .
( آيا اميد داريد كه بشما بگروند و حال آنكه جماعتى از ايشان كلام خدا را مىشنوند ) .
شاهد در جمله « و قد كان فريق منهم الخ » بوده كه جمله فعليّه و مصدّر به ماضى مثبت است و رابطش واو و ضمير يعنى « هم » مىباشد .
و مانند آنچه در مثال ذيل آمده :
جاء زيد و ما قام ابوه ( زيد آمد در حالى كه پدرش نايستاده بود ) .
شاهد در جمله « و ما قام ابوه » بوده كه جمله فعليّه است و مصدّر به ماضى منفى بوده و رابطش هم « واو » و هم ضمير يعنى « ها » مىباشد .
قوله : و استشكله السّعيد : ضمير منصوبى در « استشكله » به تعليل مذكور يعنى « لتقرّبه من الحال » راجع است .
قوله : و تبعه شيخنا العلّامة الكافجى : ضمير منصوبى در « تبعه » به سعيد راجع است .
قوله : هو قيد : ضمير « هو » به حال راجع بوده و مقصود از « قيد » ، قيد
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1058
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٥٨