2 - جمه اسميّه منفى .
3 - جمله فعليّهاى كه مصدّر بمضارع منفى به لم باشد .
4 - جمله فعليّهاى كه مصدّر به ماضى مثبت بوده .
5 - جمله فعليّهاى كه مصدّر به ماضى منفى بوده مشروط باينكه مؤكّد ماقبل نباشد .
و بهرتقدير جمله حاليّه در موارد پنجگانه مذكور رابطش فقط واو مىباشد مانند :
1 - جاء زيد و عمرو قائم ( آمد زيد و حال آنكه عمرو ايستاده بود ) .
شاهد در جمله « و عمرو قائم » است كه جمله اسميّه مثبت بوده و رابطش « واو » است .
2 - جاء زيد و لم تطلع الشّمس ( آمد زيد و حال آنكه خورشيد طلوع نكرده بود ) .
شاهد در جمله « و لم تطلع الشّمس » است كه جمله فعليّه است و ابتداء بمضارع منفى شده و رابطش « واو » مىباشد .
3 - جاء زيد و قد طلعت الشّمس ( زيد آمد و حال آنكه خورشيد طلوع كرده بود ) .
شاهد در جمله « و قد طلعت الشّمس » است كه جمله فعليّه بوده و مصدّر است بماضى مثبت .
4 - جاء زيد و ما طلعت الشّمس ( زيد آمد در حالى كه خورشيد طلوع نكرده بود ) .
شاهد در جمله « و ما طلعت الشّمس » است كه جمله فعليّه بوده و مصدّر است بماضى منفى .
سپس شارح گويد :
شرط جمله حاليّهاى كه مصدّر بماضى مثبت متصرّف خالى از ضمير مىباشد اينستكه با كلمه « قد » بايد مقرون و همراه باشد اعمّ از آنكه « قد »
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1055
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٥٥