مثال موردى كه قرينه حاليّه باشد همچون قول شما كه به شخص مسافر مىگوئيد :
راشدا مهدّيا كه تقدير آن : سافر راشدا مهدّيا ( مسافرت نما در حالى كه با رشد و هدايت هستى ) مىباشد .
پس عامل حال كه « سافر » بوده بقرينه حال مسافرت محذوف مىباشد .
و مثال موردى كه قرينه مقاليّه باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
بلى قادرين كه تقدير آن : بلى نجمعها قادرين ( بلى ما استخوانها را جمع مىكنيم در حالى كه برآن قادر مىباشيم ) مىباشد ، پس عامل حال كه « نجمعها » بوده بقرينه لفظ « نجمع » كه در قبل از اين آيه آمده حذف شده است .
پس از آن مصنّف گويد :
و پارهاى از آنچه حذف مىشود ذكرشان ممنوع مىباشد .
شارح گويد :
مقصود اينستكه برخى از عوامل در حال كه حذف مىشوند ، اين حذف در آنها واجب و لازم است حتّى ذكر آنها ممنوع و غير جايز مىباشد مانند :
1 - عامل در حالى كه مؤكّد جمله بوده نظير : زيد ابوك عطوفا .
كه در اصل : زيد ابوك يكون عطوفا بوده .
2 - عامل در حالى كه از خبر نيابت كرده باشد مثل : ضربى زيدا قائما .
كه در اصل : ضربى زيدا حاصل اذا كان قائما بوده و مثال ايندو قبلا گذشت .
3 - عامل در حالى كه به منظور توبيخ ذكر شده است مانند :
اقاعدا و قد قام النّاس ( آيا در حال نشسته هستى در حالى كه مردم ايستادهاند ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1060
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٦٠