« جد » مخاطب است و فاعل « شكرا » نيز مخاطب مىباشد .
سپس مصنّف گويد :
اگر شرطى از شروط مذكور مفقود شد مفعول له منصوب نشده بلكه با لام جارّه مجرور مىگردد .
شارح گويد :
يا با لام و يا حرف ديگرى مانند آنكه مفيد معناى تحليل است همچون « من » و « فى » بايد مجرور شود مانند آنچه در قول شاعر آمده :
له ملك ينادى كلّ يوم * لدوا للموت و ابنوا للخراب
خداوند متعال فرشتهاى دارد كه هرروز ندا سرمىدهد :
بزائيد براى مردن و بسازيد براى خراب شدن .
شاهد در « للموت » و « للخراب » است كه مفعول له بوده و چون با عاملشان يعنى « لدوا » و « ابنوا » از نظر زمان متّحد نيستند لذا با لام جارّه استعمال شدهاند .
و نيز مانند آنچه در بيت امرء القيس آمده :
فجئت و قد نضّت لنوم ثيابها * لدى السّتر الّا لبسة المتفضّل
پس آمدم و حال آنكه آن محبوبه به جهت خواب جامههاى خود را كنده بود مگر آن يك جامه را كه در وقت خواب زنان عرب در تن دارند .
شاهد در « لنوم » است كه مفعول له بوده و چون با عاملش يعنى « نضّت » از حيث زمان متّحد نيست با لام جارّه استعمال گرديده .
و همچنين مانند آنچه در بيت ابى صخر هذلى آمده .
و انّى لتعرونى لذكراك هزّة * كما انتفض العصفور بلّله القطر
يعنى : همانا فرامىگيرد مرا به جهت آنكه تو را ياد مىآورم نشاط و لرزشى مانند لرزيدن گنجشك در وقتى كه قطرات باران آن را تر كرده باشند .
شاهد در « لذكراك » است كه مفعول له بوده و با لام استعمال گرديده زيرا با عاملش يعنى « لتعرونى » از حيث فاعل متّحد نيست چه آنكه فاعل عامل