تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 916

مساهمون:

ص٩١٦
مصنّف گويد : اگر مصدر معناى تعليل را اظهار و آشكار كند منصوب مىگردد در حالى كه مفعول له مىباشد مانند : جد شكرا و دن . شارح گويد : كلمه در « مفعول له » در متن مصنّف منصوب است تا حال باشد و اينكه مصنّف گفت : اگر مصدر معناى تعليل را اظهار و آشكار كند مقصود اينستكه علّت براى فعل باشد چنانچه در مثال : جد شكرا ( جود و بخشش كن بعلّت شكر ) كلمه « شكرا » بيان مىكند كه علّت جود و بخشش كردن شكرگذارى است .

شروط مفعول له

مصنّف گويد : مفعول له با آنچه در آن عمل مىكند از نظر وقت و فاعل بايد متّحد باشد : شارح گويد : شرط منصوب شدن مفعول له سه چيز است : الف : آنكه مصدر باشد . ب : آنكه با عاملش از نظر زمان متّحد باشد . ج : آنكه با عاملش از حيث فاعل متّحد باشد . مانند : مثال گذشته يعنى : جد شكرا . در اينمثال كلمه « شكرا » اوّل مصدر بوده و ثانيا با عاملش يعنى « جد » از حيث زمان و فاعل متّحد است . يعنى زمان « جد » حال است و زمان « شكرا » نيز حال مىباشد ، فاعل